نام مدرس: استاد احمد قیوم زاده دانشگاه: علمی و کاربردی دفتر آموزش و پژوهش استانداری یزد
معنایى كه براى فطرى بودن معرفت خدا بیان شد در واقع، از رابطه وجودى انسان با آفریننده هستى بخش، حكایت مى كند و چنین شناختى از آفریده اى كه آمادگى درك آن را داشته باشد جداشدنى نیست و از این رو تعبیر «فطرى» در مورد آن كاملاً صدق مى كند. چنین شهودى نه تنها به اصل «وجود» آفریننده تعلق مى گیرد، بلكه به همه شؤون رابطه اى كه ذكر شد ـ و از جمله «ربوبیت» ـ نیز تعلق مى گیرد، چنان كه استعمال كلمه «ربّ» در آیه میثاق، شاهد آن است، یعنى در این شهود هم وجود خدا و هم ربوبیّت او ثابت مى شود. و اگر چنین رابطه وجودیى بین انسان و موجود دیگرى وجود مى داشت مورد شهود قرار مى گرفت پس این معرفت به «وحدت و یگانگى خدا» نیز تعلّق مى گیرد، و به همین جهت است كه عذرى براى شرك، باقى نمى گذارد: اَوْ تَقُولُوا اِنَّما اشرك...».
و چون الوهیت و معبودیت، تنها سزاوار كسى است كه خالق و ربّ باشد ثابت مى شود كه جز «اللّه» كه مورد شهود فطرى مى باشد هیچ كس شایسته پرستش و عبادت نیست و بدین ترتیب مى توان گفت كه توحید در خالقیت و ربوبیت و الوهیت، امرى فطرى است. حضرت صادق(علیه السلام) به حسب چند روایت كه در كافى از ایشان نقل شده در تفسیر آیه فطرت فرمودند: «فَطَرَهُمْ عَلى التَّوْحِید[7]». و شاید آیه (60) از سوره «یس» نیز اشاره به همین معنى باشد كه مى فرماید: اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَیْكُمْ یا بَنی آدَمَ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ اِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینْ. وَ اَنْ ااعْبُدُونی هَذا صِراط مُسْتَقِیم; مگر به شما سفارش نكردم اى آدمى زادگان كه پرستش شیطان نكنید زیرا كه او دشمن آشكارى است براى شما، واین كه مرا پرستش كنید و راه راست همین است. به این تقریب كه راه راست همان است كه فطرت انسانى نشان مى دهد و آن پرستش خداى یگانه است و پرستش هر معبود دیگرى كجروى و انحراف از مسیر مستقیم فطرت مى باشد.
برچسب:
نویسنده: احمد کهدوئی